#گشت_ارشاد_پارت_209
شايسته:خوب زير پام جنگل سبز شد بيا ديگه
امير:ببخشيد بانو الان سر کوچه ام
شايسته تلفن رو قطع کرد و با شوق نگاهي به ماشين امير انداخت
امير جلوي پاش نگه داشت و اونم سوار شد
شايسته:چه عجب بالاخره پيداتون شد
امير:باور کن سر کار کلي کار سرم ريخته بود بيچاره سامان رو انداختم وسط کار خودم در رفتم
شايسته:عيب نداره جبران ميکنيم
بالاخره به تالار مورد نظر رسيدند
البته باغ تالار محسوب ميشد و اقايون توي باغ بودند و خانم ها داخل ساختمون وسط باغ
شايسته با تحسين به محيط اطراف نگاه ميکرد
romangram.com | @romangram_com