#گندم_پارت_471

گندم-حالا می خوای به زور برم گردونی خونه؟

-نه

بلیط وپاسپورت روگرفتم طرفش وگفتم:

-هیچ زور واجباری درکار نیس!بگیر!

دستش رو دراز کرد وپاکت روازم گرفت

-من دیگه می رم

اومدم راه بیفتم که صدام کرد وباتعجب گفت:

-کجا؟!

-خونه!!

گندم-دیگه دنبالم نیستی؟

-وقتی پیدات کردم دیگه دنبال چی باشم!؟

گندم-حالا می خوای بری؟

-این بازی دیگه تموم شد!مثل بازیای بچه گی وقتی برای ناهار یا شام صدامون می کردن!یامثل وقتی که توباغ قایم موشک بازی می کردیم واونی که چشم میذاشت همه رو پیدا می کرد!

منم ترو پیدا کردم بازی دیگه تموم شده!


romangram.com | @romangram_com