#گندم_پارت_457
-ادم باادم فرق می کنه!
-مثلا خودشما!
میترا-اگه یه همچین پسردایی داشتم دستش رومی گرفتم وباهاش می رفتم!
-ولی اون اینکارو نکرده وتنهایی گذاشته رفته!
میترا-پس نمی تونه مدت زیادی اینجا بمونه!
-یعنی تهران؟
میترا-نه ایران!اینجا یه دختر تنها اگر چه پول م داشته باشه مشکل بتونه زندگی کنه!مخصوصا که باید دانشگاهش روهم بره!مگه چندوقت می تونه قایم میشه؟یاباید ترک تحصیل کنه یاشما ازطریق دانشگاه پیداش می کنین!
-خب دانشگاه نمی ره!
میترا-پس چیکار می کنه؟
-شاید بیفته توکارای ناجور!
میترا-نه فکر نکنم!اون شما روداره ومی دونه که نگران هستین ودارین دنبالش می گردین حتما دوست تونم داره!به خاطر احترام به عشق شم که شده تواین کارا وارد نمی شه!
-ماهام دیگه کلافه شدیم!
میترا-خارج!اون حتما میره خارج ازکشور!حتی برای یه مدت کوتاه م که شده!چون اینجابراش سخته که زندگی کنه! خونه دوستاشم چندروز بیشتر نمی تونه بمونه!
-یعنی ممکنه بره خارج؟
romangram.com | @romangram_com