#گندم_پارت_422
-بهش گفتی کارت چیه؟
نصرت-دلالی!خیلی م بدش می اد!
کامیار-دلالی چی؟
یه مرتبه خنده ازرولبش رفت وگفت:
-دلالی ش روبهش راست گفتم!اما نگفتم دلالی چی رومی کنم!گفتم توکار خرید وفروش ماشین واین چیزام!
بعد گارسون روصداکرد وپول میز رو حساب کرد وسه تایی بلند شدیم ورفتیم بیرون یه خرده که راه رفتیم گفت:
-می خوام جلوش قیافه بگیرم می فهمین که؟
کامیار-پس بذارجلوش حسابی قیافه بگیریم!بریم اینطرف!
فهمیدم چی میگه!سه تایی رفتیم طرف ماشین ویه خرده بعد رسیدیم بهش وکامیار باریموت درماشین ش روواکرد که نصرت درجا خشکش زد!شاید ده پونزده ثانیه همونجور واستاده بود وبه ماشین نگاه می کرد!
کامیار-مگه نمی خوای جلوش قیافه بگیری؟سوار شو دیگه!
نصرت-ماشین توئه؟
کامیار-آره
نصرت-بابا ایواله!راست می گی جون من؟
کامیار-اره سوار شو دیر نشه!
romangram.com | @romangram_com