#گندم_پارت_412
-ببخشین کاملیا خانم درمورد شغل پدرشون چی به شما گفتن؟
سالم خیلی محکم گفت:
-من میدونم که پدرایشون یه مرد شریف وزحمت کش هستن و...
کامیار-آره ولی شغل شونو به شما چی گفتن؟
سالم-اون زیاد مهم نیس قربان!
کامیار-چرا!خیلی مهمه!می شه بفرمائین شغل پدرایشون چیه؟
سالم-باافتخار باید بگم پدرایشون سرایدار این باغ هستن ودرضمن به امر باغبانی م اشتغال دارن!
کامیار یه نگاه به سالم کرد وبرگشت طرف من !من داشتم می خندیدم!بعد ته سیگارش روانداخت دور وبه سالم گفت:
-اتفاقا پدرایشون تنها کاری که نمی کنن باغبونی یه!اصلا تاحالا توعرش یه ابپاش اب پای این درختا نریخته که دل مون خوش باشه!ای ذلیل بشه این دختره!
زدم زیر خنده وگفتم:
خواهر توئه دیگه!
کامیار-ای بی خواهر بشم من!چه اتیش به جون گرفته هایی ین این دوتا؟
سالم بیچاره مات به کامیار نگاه می کردکه کامیار گفت:
-ببین سالم خان من یه چیزی بهت می گم اما دلم می خواد خیلی روشن ومنطقی باقضیه برخورد کنی!قول می دی؟
romangram.com | @romangram_com