#گاهی_عشق_از_پشت_خنجر_می_زند__پارت_260


کیفش رو روی کانتر گذاشت و بهم نزدیک شد و گفت:می فهمم..کاملا می فهمم چی می گم!خودت هم قبولشون داری،نه؟

با نیشخند گفتم:حرف هاتو؟یه مشت شر و ورن!

با اخمهای گره خورده و پوزخند حرص درار گفت:باعث شرممه که یه عوضی توی خونه ام باشه و کنارم نفس بکشه...واقعا جای شرم داره!

با جیغ گفتم:چی گفتی؟یه بار دیگه زر بزن تا بهت بفهمونم دنیا دست کیه!

شمرده شمره گفت:باعث شرممه که یه عوضی توی خونه ام هست.یه عوضیِ آشغالِ فا...

نذاشتم حرفشو تموم کنم و دستم رو جلو بردم تا بخوابونم توی گوشش که مچم رو توی هوا محکم گرفت. احساس کردم استخوانم پودر شد ولی بی توجه بهش گفتم:خفه شو!به چه جراتی این حرف ها رو می زنی؟این منم که باید بگم دارم کنار یه عوضی زندگی می کنم که با همه رابطه داره!.

با اخم گفت:پس اون من بودم که می گفتم نامزد امیررایام؟باهاش توی دانشگاه لاو می ترکوندم و همه می دونستن مال همیم؟این تو بودی که اون بیچاره رو بازی دادی بعد مثل بختک افتادی تو زندگی من و همه چیز رو به گند کشیدی...جداً من که نمی دونم تو چند نفر رو بازی دادی،فقط موندم چرا اومدی توی زندگیم؟ اون چه هدفیه که به خاطرش خودت رو جلوی ماشین من انداختی و زنم شدی!.ها؟اون چه هدفیه؟توی عوضی چی از جون من می خوای؟

با حرص اشکی که می خواست بریزه رو متوقف کردم.من گریه نمی کردم هر چقدر هم که رو به نابودی باشم..بَسَم بود هر چقدر تحمل کرده بودم،بالاخره منم یه دخترم.

با لرزش عصبی حاشای توی صدام گفتم:کدوم هدف لعنتی؟من دوست داشتم.

هنوز هم با اخم بهم خیره بود.گفت:دروغ نگو...اینم جز نقشته؟خر کردن من؟

به چشمهای سیاه جذب کننده اش نگاه کردم و گفتم:نقشه کدومه؟من دوست داشتم...فقط بد وارد زندگیت شدم.

-باور نمی کنم.

با چشمهایی که از اشک لبریز بود ولی من نمی ذاشتم خالی شه گفتم:اگه نقشه ای داشتم چرا تا حالا اجراش

romangram.com | @romangram_com