#فردا_بدون_من_پارت_845
مطمئنم دوستش داره حداقل سحر کیارو
سیاوش:"اوه این شوهر کلہ خرابتم داره میاد
مثل همیشہ باش"
من:"ناراحت؟"
سیاوش:"نہ
وقی حالت بده چیکار میکنی؟"
بالبخند گنده ای گفتم:
"لبخند میزنم"
سیاوش:"بہ من نہ
بہ شوهرت بزن"
از جاش بلند شد و رفت کہ باهمون لبخند برگشتم طرف اهورا کہ دیگہ تقریبا نزدیکم بود
کنارم نشست بالبخند مهربونی گفت:
"چی پچ پچ میکردی باسیا؟"
من:"غیبتت و میکردیم"
ابرویی بالا انداخت و گفت:
"آره؟"
لبخندی زدم و گفتم:
"آره!"
romangram.com | @romangram_com