#فردا_بدون_من_پارت_843

چونم و گرفت وسرم و بہ طرف راست چرخوند کہ بااهورا چشم تو چشم شدم

سیاوش:"مطمئنم تو بدجور توقلب این مرد جا باز کردی

طوری کہ میبینہ نگاهت بہ یکی دیگس

ولی هنوزم چشم ازت برنمیدازه"

پشیمون سرم و انداختم پایین کہ گفت:

"میدونی اگہ آنیتا جلوی من بہ مرد دیگہ کہ از قضا تو گذشتشونم باهم درارتباط بودن ،نگاه میکرد

چیکار میکردم؟ "

دستش و گذاشت زیر چونم و سرم و آورد بالا

سیاوش:"اولش از اینکہ خواستی بااهورا باشی ناراحت شدم

ولی مهم خوشبختیتہ آرام چہ با کیارش چہ بااهورا

اهورا دوستت داره،مطمئنم

شوهرتم هست

سعی کن دوستش داشتہ باشی اگہ یہ درصد فکر میکنی نمیتونی...

نمیتونی دوستش داشتہ باشی

اگہ هرروز میخوای اون و با کیارش مقایسہ کنی

بهتره تمومش کنی این رابطہ رو "

با لبخند بہ سیاوش نگاه کردم و گفتم:

"ببین کارم بہ کجا کشیده کہ تو نصیحتم میکنی!"

romangram.com | @romangram_com