#فردا_بدون_من_پارت_834


بلند خندیدم و ناباور گفتم:

"نہ بابا"

نگاهی بہ قیافہ ی گرفتہ اهورا انداختم وباخنده گفتم:

"پشت سرمن حرف زیاده

خیالی نیست

زیادحرف میزنن آدما راجب آرزوهاشون"

لبخند کجی زد وگفت:

"خودشیفتہ"

من:"دروغ میگم؟"

دستی بہ موهام کشید وخیره بہ چشمام گفت:

"نہ"

.

.



تماس و قطع کرد وگفت:

"مامانت بود"

بااخم روم و ازش گرفتم وجدی گفتم:


romangram.com | @romangram_com