#فردا_بدون_من_پارت_821
آنیتا باخنده گفت:
"عہ سیا نگفتیم بهشون"
سیا با خنده دستی بہ گوشہ ی لبش کشید و گفت:
"چی و ؟
اینکہ صاحب دوتا بچہ میشیم؟
نگفتیم انگار"
جیغی کشیدم و گفتم:
"نہ!"
دستام و کوبوندم بهم و گفتم:
"خیلی خوبہ"
آنیتا:"دوتاشونم پسرن"
مهدیہ:"منم دوقلو میخوام"
آرسام:"تو جون بخواه عشقم
امشب حلش میکنم"
بلند بلند خندیدیم و مهدیہ ام با خجالت توام باخنده وشگونی از پهلوی آرسام گرفت
مهدیہ:"ساکت شو بیشوور"
اهورا سرش و بهم نزدیکتر کرد وگفت:
"تو دوقلو نمیخوای؟"
romangram.com | @romangram_com