#فردا_بدون_من_پارت_808


من:راستش نه!

عرفانه:میگم حالم بده

من:عه چرا؟

عرفانه:با عرشیا قهرم

من:چرا

عرفانه:خب ما تا میخایم جشن بگیریم یکی میمیره!

با کنجکاوی گفتم :خب!

عرفانه:هیچی دیگ اعصابم خورد شد ما قرار

بود قبل از شما مراسم نامزدیمونو بگیریم ولی مادر بزرگ عرشیا مرد اون سریم که یکی از

خاله های مامانش مرد دیروز میگم حالا که

چهلم مادر بزرگت شد بیا واسه یه روز دیگه

برنامه بچینیم اومده پرو پرو میگه,, میترسم

تاریخ و مشخص کنیم یکی دیگه از فامیلامون

بمیره کم کم نسلمون منقرض شه

ریز خندیدم که با حرص گفت :نخند

من:خب ادامش...

عرفانه:هیچی دیگ قهرم باهاش


romangram.com | @romangram_com