#فردا_بدون_من_پارت_804
ابرویی بالا انداختم که گفت :
چقدر گرمه با یه حرکت تیشرتشو در آورد که
چشمام گرد شد با خنده گفت:تو گرمت
نیست؟
آب دهنم و به سختی قورت دادم
که کی خودش و جابه جا کرد و نشست رو
پام تیشرتم و داد بالا و در آوردش دستش
و کشید رو پکام و گفت: اوف سیکس پکت و
کی بخوره؟
دستش و گرفتم و گفتم :
نکن آرام تو مستی!
خندید و گفت:
خودت مستی بیشعور!
بوسه ای زیر گلوم نشست که دیگه
نتونستم تحمل کنم
یه دستم انداختم زیر گردنش و یکی زیرپاش با صدای
خماری گفتم:خودت خواستی!
romangram.com | @romangram_com