#فردا_بدون_من_پارت_773
من:"عاشقم کہ وقتی الان روبروم وایستادی و داری خودتو واسہ اون مرتیکہ بہ آب و آتیش میکشی،نمیزنم تو دهنت"
بااخم ادامہ دادم
"فقط میتونی با من خوشبخت شی!"
آرام:"چطوری ها؟
چطوری میتونم فراموش کنم کہ بهم تجاوز کردی؟
چطوری میتونم همہ ی اون اتفاقا رو نادیده بگیرم؟
چطوری خوشبختم میکنی؟
چطوری باهات خوشبخت بشم؟"
تره ای از موهاش و فرستادم پشت گوشش و سرم و بهش نزدیکتر کردم و خیره بہ تیلہ های طوسیش کہ حالا بہ لطف لباس سبز رنگش ،سبز شده بودگفتم:
"عاشقم شو!"
قدمی عقب رفت و گفت:
"تو دیوونہ ای؟"
من:"آره دیوونہ ی تو..."
پوفی کشید وگفت:
"آخہ چرا من؟
هوم؟
این همہ دختر!
romangram.com | @romangram_com