#فردا_بدون_من_پارت_766
با اخم بهش نزدیک شدم تا خواستم بگم
اینجا چه غلطی میکنی ؟
محکم بازوم رو گرفت تو دستش و کشیدم داخل
درو محکم بست که با اخم گفتم :
هوی چ خبرته رم کردی ؟
عربده ای کشید و گفت :
خفه شو
دروغ نگم واقعا ازش ترسیدم
اهورا : اصرار میکردی باهات نیام
که پسری بیاری خونه و تا این وقت شب
دل بدید و قلوه بگیرید
اره ؟
عصبی گفتم :
چی میگی تو ها؟
فکر کردی مثل تو ام
که با اینکه زن داری با صد تا دختر لاس میزنی
romangram.com | @romangram_com