#فردا_بدون_من_پارت_742


غمگینش حالم ازقبل منقلب ترشد

سیاوش:کیارش؟نمیدونستم میای!

باصدای سیاوش چشم از هم گرفتیم

دستاشو فرو کرد تو جیب شلوارشو گفت:خودمم نمیدونستم

نگاهی بهم انداخت و اضافه کرد:یهویی شد

اهورا حرصی ولی آروم گفت:شیطونه میگه چشماشو از کاسه دربیارم

کیارش:من دیگه برم خوشبخت بشید

خواست بره که سریع صداش زدم سوالی نگام کرد که گفتم:متاسفم!

کیارش:نباش!هرچیزی لیاقت میخواد تو لیاقت عشقِ پاکمو نداشتی...

ناباور نگاهش کردم و دهنم و باز کردم ولی صدایی از گلوم خارج نشد

دهنم و بستم و لبخند تلخی زدم لبخندی که

حتی طعم دهنمم تلخ کرد



'شکسته ام می فهمی؟

به انتهای بودنم رسیده ام،

امااشک نمیریزم...

پنهان شده ام پشت لبخندی


romangram.com | @romangram_com