#فردا_بدون_من_پارت_734


باقطع شدن آهنگ نگاهی بہ آرام انداختم کہ از شدت بغض چونش میلرزید

بانگرانی گفتم:

"چیشده آرام؟"

آرام:"کیارشم یہ بار این آهنگ و برام گذاشتہ بود!"

بہ باغ کہ نزدیک شدیم شروع کردم بہ بوق زدن

درکسری از ثانیہ همه جلوی در باغ جمع شدن

ماشین متوقف کردم و بامکثی پیاده شدم و در طرف آرام و باز کردم و کمکش کردم تا اونم بیاد پایین

عمہ ی آرام سریع بہ طرفمون اومد با چشمای اشکی بهمون تبریک گفت واسپند دود کرد

بااومدن عمو وزن عمو آرام حتی بہ خودش زحمت نداد جوابشون و بده ولی من با خوش رویی ازشون تشکر کردم

بعد اونا آرسام بود کہ بہ طرفمون اومد و بامهربونی پیشونیہ آرام و بوسید

آرسام:"چقدر بزرگ شدی عروسکم "

مهدیہ آرسام وهل داد و گفت:

"برو کنار آرسام"

آرسام:"بفرمایید خانوم"

آرسام مردونہ باهام دست داد و بالبخند بهم تبریک گفت

مهدیہ:"وای آرامی چہ ناز شدی"

آرام:"توام"


romangram.com | @romangram_com