#فردا_بدون_من_پارت_714


میرم بیرون،توام میخوای بیا"

آرسام:"نہ تو برو"

سری بہ معنی باشہ تکون دادم و سریع از اونجا بیرون اومدم

روی نیمکتی نشستم وبی هدف بہ مردم خیره شدم!

.

.

.



باخمیازه ای چشمام و باز کردم کہ متوجہ شدم سرم رو شونہ های کسیہ

باتعجب سرم و بلند کردم کہ دیدم اهورا کنارمہ

خمیازه ای کشیدم وگفتم:

"تو کی اومدی؟

اوه هوا تاریک شده"

کمی جابہ جا شد وگفت:

"خستہ شدم دختر چقدر میخوابی تو!"

فقط نگاهش کردم کہ موهام و فرستاد توی شالم و گفت :




romangram.com | @romangram_com