#فردا_بدون_من_پارت_703
باقیافہ ی جمع شده اضافہ کردم
"اصلا آدمی؟"
آرسام آروم گفت:
"یعنی چی آرام؟"
نگاهی بہ قیافہ های شکشون انداختم وگفتم:
"خب چجوری بگم بهت کسی کہ فکر میکردی مادر زنتہ درواقع مادرخودتہ!"
آرسام:"نہ!
شوخیت گرفتہ آرام؟ "
باحال داغونی روبہ آرزو ادامہ داد
"آرام شوخی میکنہ مگہ نہ؟"
آرزو باصدای بلندی زد زیرگریہ
آرسام ناباور دستش و فرو کرد تو موهاش وآروم گفت:
"چطور تونستی؟!"
آرزو:"پسرم؟!"
آرسام عربده ای کشیدوگفت:
romangram.com | @romangram_com