#فردا_بدون_من_پارت_683

فریاد گفت:

"قبرتو کندی آرسام"

با دو رفت طرف آرسام و همین کہ آرسام خواست فرار کنہ یکی زد پشت گردنش تا آرسام خواست حرکتی کنہ

شلنگ برداشتم و گرفتم سمتشون

دوتایی باحرص نگاهم کردن و آرزوجون و مهدیہ بلند زدن زیر خنده

آرسام حرصی گفت:

"میکشمت آرام"

دویید طرفم کہ با جیغ رفتم و پشت

آرزوجون وایستادم

آرسام:"میکشمت آرام"

اهورا:"منم کمکش میکنم"

آرزوجون اخم تصنعیی کرد وگفت:

"دستتون بہ آرام بخوره دستتون قلم میکنم"

آرسام:"داشتیم مامان؟"

آرزوجون با خنده گفت:

"بلہ"

بامهربونی رو بہ من ادامہ داد

"برو لباستو عوض کن سرما نخوری عزیزم

romangram.com | @romangram_com