#فردا_بدون_من_پارت_671
چیزی نداشتم بگم!
(امان از حرف هایی کہ از چاقو هم بدترند!
دلت راتکہ تکہ میکنند
وتو...
تو حتی جوابی برایشان نداری...
هرچقدر هم اشک بریزی داغی دلت خنک نمی شود کہ نمی شود
هــی روزگار...
پس کی میگذر این روزهایت؟ )
من:"اونطور کہ تو فکر میکنی نیست"
دوباره سرجاش نشست وگفت:
"پس چجوریہ؟
بگو میشنوم"
لرزون گفتم:
"نمیتونم بگم ولی من بهش خیانت نکردم ،دوستش دارم ،کیارش و دوست دارم"
سیاوش باحالت بدی نگاهم کردوگفت:
"خجالت بکش آ رام
توشوهر داری دختره ی...
استغفرالا
romangram.com | @romangram_com