#فردا_بدون_من_پارت_627
بعد این حرفش دستش و دور بازوی آرسام حلقہ کرد و باهم از آشپزخونہ بیرون رفتن
پوزخندی زدم و فکرم رفت سمت اهورا
واقعا کہ بازیگر قابلی بود،حتی منم داشت باورم میشد کہ واقعا نگرانم شده
با این کاراش میخواست بہ آرسام و مهدیہ بفهمونہ کہ مثلا دوستم داره، کہ انگار موفقم شد!
.
.
.
اهورا:"حوصلم سررفت"
مهدیہ:"آلبوم بچگیامون و بیارم؟"
اهورا با چشمای گرد شده گفت:
"چی؟ نہ،نہ"
مهدیہ باشیطنت گفت:
"عِہ چرا؟ مطمئنا آرام از بچگیات بیشتر از الانت خوشش میاد"
اهورا:"مهدیہ!"
مهدیہ با ذوق از جاش بلند شد کہ اهورا اسمش و صدا زد وگفت:
"نیاریا مهدی"
بی توجہ بہ اهورا رفت تو اتاقشون
romangram.com | @romangram_com