#فردا_بدون_من_پارت_522


زودی از ماشین پیاده شدم و بی هیچ

حرفی درو بستم و بہ طرف خونہ رفتم

لباسام و با لباس خوابم عوض کردم و بعد

اینکہ مسواک زدم بہ طرف تخت رفتم خیلی

زود خوابیدم

.

.

.

باصدای زنگ در خمار چشمام و باز کردم و

بادستم دنبال موبایلم گشتم کہ دیدم ساعت دو شبہ

یعنی کی این وقت شب اومده؟



نکنہ دزده،خواب بہ کلی از سرم پرید و با

استرس از اتاق بیرون اومدم وبعد طی

کردن پلہ ها بہ طرف آیفون رفتم

هرکی کہ پشت در بود ظاهرا قصد نداشت

دستش و از رو زنگ بردا گوشیہ آیفون و


romangram.com | @romangram_com