#فردا_بدون_من_پارت_508
آنیتا:"کیـــــــــا!"
کیارش:"شرمنده زنداداش"
سیاوش:"میخوای بری پیش آرام چیکار ؟
شما از جات تکون نمیخوری،جای زن پیش شوهرشہ"
آنیتاچپ چپ نگاهش کرد کہ گفت:
"بیخیال فراموشش کن ،توراحت باش"
آروم خندیدیم کہ چشم غره ای تحویلمون داد
باصدای زنگ گوشیم از تو جیب مانتوم
بیرون آوردمش کہ دیدم شماره ناشناسہ
باتعجب تماس و متصل کردم وگفتم:
"بلہ؟"
ولی صدایی از اونور نیومد!
دوباره گفتم:
"بلــــــہ؟"
تنها صدایی کہ میشنیدم صدای نفسای
کسی از اونور خط بود اخمی کردم وگفتم:۹"مرض داری زنگ میزنی ،حرف نمیزنی؟"
romangram.com | @romangram_com