#فردا_بدون_من_پارت_492


آشپزخونہ ،بعد یکی ،دو دقیقہ بایہ لیوا آب برگشت

اهورا تشکری کرد لیوان و از آرزوجون گرفت و یہ نفس سر کشید



اهورا :"آخیش جیگرم حال اومد مرسی

زن عمو"

آرزوجون لبخندی تحویلش دادو چیزی نگفت



اهورام برگشت و روبہ مهدیہ و آرسام گفت:



"راستی شما دوتا کی میرید ماه عسل؟"

مهدیہ یکم تو جاش جابہ جا شد و با استرس



نگاهی بہ آرسام انداخت ولی آرسام مثل همیشہ مسلط گفت:

"حالا حالاها نمیریم"



آرزوجون:"مگہ میشہ پسرم

توی ماه عسلتون بهترین خاطره ها


romangram.com | @romangram_com