#فردا_بدون_من_پارت_450


فقط میخواستم بگم میدونم از صالحی خوشت میاد"

اخمی کرد وگفت :

"کی همچین حرفی زده؟من علاقہ ای بهش ندارم "

من:"بیخیال !

انکار نکن"

محمد

آنیتامتفکرنگاهی بهم انداخت وگفت:

"آرام بہ نظرت چرا آرسام و مهدیہ نمیخوان برن ماه عسل ؟"

باتعجب صدایی کہ ازحدمعمول بلندتر بود گفتم:

"مگہ نمیخوان برن؟"

باتذکر رادوچشم غره ای کہ تحویلم داد خودم و جمع وجور کردم وبہ آنیتا نزدیک تر شدم وگفتم:

"کی گفتہ نمیخوان برن؟"

چپ چپ نگاهم کردوگفت:

"خیر سرت خواهر آرسامی بعد از هیچی خبر نداری!"

من:"خب عمہ هی دم بہ دقیقہ بهشون زنگ میزنہ منم گفتم دیگہ مزاحمشون نشم ،واسہ همین خبر ندارم؛حالا جدی جدی نمیخوان برن؟"

شونہ ای بالا انداختم وگفت:

"مهدیہ کہ اینطوری می گفت،قضیہ رو کہ فهمیدی بہ منم خبر بده خب؟"


romangram.com | @romangram_com