#فردا_بدون_من_پارت_407

بادقت نگاهش کردم وگفتم:



"توام خیلی ناز شدی"



آنیتا:"میدونم میدونم!"



لبخندی زدم وکه گفت:



"ولی امشب شب خیلی مهمی برات محسوب میشه

از لحظه به لحظش استفاده کن"



من:"میدونی ولی یکمیم ناراحتم"



آنیتا:"خب این طبیعیه چون عروسیه..."



باصدای مهدیه حرف آنیتا نصفه موند



مهدیه:"چطورشدم؟"

romangram.com | @romangram_com