#فردا_بدون_من_پارت_395
ترنم:"دقیـــقــــــا
خوشم میاد مثل خودم باهوشی"
آنجلا بلند بلند بہ حرفای ما میخندید کہ همون موقع
آنیتا و عرفانه ام به جمعمون اضافه شدن
آنیتا:"شما چی میگید بهم این بچه اینطوری میخنده "
ترنم:"وای بچه ها دیر اومدید آنجل ماجرای آشنایی خودش و هیراد تعریف کرد"
عرفانه:"نامردا ما نبودیم که"
ترنم:"نمیدونین چه داستان جالبیه و ازدست دادید"
عرفانه :"عه قبول نیست باید واسه ماهم تعریف کنی"
romangram.com | @romangram_com