#فردا_بدون_من_پارت_272


"فکرنمیکنم مخالــ..."



باصدای زنگ گوشیم ساکت شدم بادیدن اسم آرسام ازپیش مهدیہ بلندشدم و کمی ازجمع فاصلہ گرفتم

وتماسو متصل کردم وگفتم:



"شیری یا روباه آرسام خان؟"

باصدای گرفتہ ای گفت:



"آرام بدبخت شدیم"



من:"چیشده؟بابامخالفت کرده؟"



آرسام:"آرام بابا....

بابا.... "

وصدای هق هق مردونش تو گوشی پیچید



من:"آرسام ببین ناراحت نباش من خودم با،بابا صحبت میکنم باشہ داداشی"


romangram.com | @romangram_com