#فردا_بدون_من_پارت_270
آنیتا:"اَه کیا خوردم کہ دیگہ
نمی....خو....رم"
مهدیہ:"خُب بزار واست آبمیوه بیارم"
آنیتا:"ای بابا نمیخوام"
من:"بچہ ها اذیتش نکنید دیگہ"
خودم و پرت کردم رومبل کہ آنیتا اومد کنارم وباکمی مکث گفت:
"سیا واسم تعریف کرد چیشده"
من:"خُب چیکارکنم؟"
آنیتا:"حتی فکرشم نمیکردم النازهمچین کاری کنہ"
romangram.com | @romangram_com