#فردا_بدون_من_پارت_256
عرفانہ اومدکنارمو
گفت:
"آرام منو ببخش من زود قضا..."
نزاشتم حرفشو کامل کنہ وگفتم:
"بخشیدمت عرفانہ
ولی دیگہ هیچوقت واسم عرفانہ ی سابق نیستی "
بی هیچ حرف دیگہ بہ سمت اتاقم رفتم بعدپوشیدن پولیورم وانداختن یہ شال روی سرم ازاتاق اومدم بیرون
کیارش:"کجا آرام؟"
من:"میرم تو باغ"
کیارش:"خُب یہ لحظہ صبرکن منم بیام"
من:"نہ نہ
میخوام تنها باشم"
روی تاپ نشستہ بودم کہ یهو تاپ شروع بہ حرکت کرد وبعد اون صدای آرسام اومد
آرسام:"حتی فکرشمنمیکردم
چرا بهم چیزی نگفتی آرام چرا همچین چیزیو دوسال ازم مخفی کردی ،چرا نزاشتی شریک دردات باشم ؟"
اومدکنارم نشست وگفت:
romangram.com | @romangram_com