#فردا_بدون_من_پارت_233
بادیدن بـچہ ها با دو بہ طرفشون رفتیم
سیاوش:"چیشده؟ حالش خوبہ؟"
نگاهی بہ چهره های نگرانشون انداختم وگفتم:
"اَه بگید دیگہ آنیت خوبہ؟"
کیارش:"خوبہ نگران نباشید"
سیاوش:"اَهہ چرا نصف ونیمہ حرف میزنید
چرا اینطوری شد اونکہ حالش خوب بود؟
اصلا تو کدوم اتاقہ الان؟"
کیارش:"ببین سیا آروم باش باشہ؟"
سیاوش باصدای بلندی گفت:
"من آرومم لعنتی بگو آنیتام چش شده"
عرفانہ باگریہ گفت:
"مثل اینکہ بارداربوده و نمیدونستہ
بچش سقط شده"
شکہ خیره شدم بہ دهن عرفانہ
واای خدایا
پس بخاطرهمین اینقدر چیزای شیرین میخورد
عرفانہ با هق هق گفت:
romangram.com | @romangram_com