#فردا_بدون_من_پارت_232
سیاوش:"الو داداش کجایید شما"
سیاوش:"اَهه بگو چیشده؟"
سیاوش:"ها؟حالش خوبہ؟"
سیاوش:"آخہ چرا همچین شد؟"
سیاوش:"کدوم بیمارستانید؟"
وبدون حرف دیگہ تماسو قطع کرد
بابغض گفتم:
"بابام حالش خوبہ سیا؟"
سیاوش کلافہ دستی تو موهاش کشیدو گفت:
"عمو خوبہ آنیتا حالش بد شده بردنش بیمارستان"
وبدون حرفی دیگہ بادو رفت طرف ماشینش منم دنبالش دوییدم سوارماشین شدم
من:"سیا توروخدا راستشو بگو آنیتا کہ چیزیش نبود
بابام طوریش شده؟"
سیاوش:"میگم نہ دیگہ آرام "
من:"آخہ آنیتا کہ چیزیش نبود"
دوباره دستی بہ موهاش کشیدوگفت:
"نمیدونم نمیدونم اهورا چیزی نگفت"
romangram.com | @romangram_com