#فردا_بدون_من_پارت_200
توام اگہ چیزی لازم داری بردار"
سری تکون دادم وکہ کیارش روبہ بچہ هاگفت:
"بیرون چیزی لازم ندارید؟ "
یهو آنیتا گفت:
"کیا نون خامہ ای بگیرواسم"
کیارش باتعجب نگاهش کردوگفت:
"باشہ!"
سیاوش آنیتاروبغل کردو گفت:
"چیہ داداش چرا تعجب میکنی
خو دلش میخواد دیگہ"
کیارش سری تکون دادرفت بیرون
بعد برداشتن گوشیم بایہ خدافظی کلی ازویلا زدم بیرون
دره جلو روبازکردم خودمو پرت کردم توماشین
من:"آدرسو یادت هست دیگہ؟"
کیارش:"آره بابا مثل اینکہ کل تعطیلات و اونجا پلاس بودیم"
لبخندی زدم کی بی مقدمہ گفت:
"من حال اون شهاب و میگیرم"
romangram.com | @romangram_com