#فردا_بدون_من_پارت_198
ببین اهورا اگہ امشب یکم باهات دردودل کردم وخودموخالی کردم
دلیل نمیشہ هرچی کہ میشہ روبهت بگم،امشب هرکی غیرازتوام میومد پیشم باهاش همون رفتاری ومیکردم کہ باتو داشتم
پس خیال برت نداره
درضمن لازم نمیدونم کہ بهت بگم کہ اتفاقای امشب بین خودمون میمونہ ،چون تو دهنت قرصہ مگہ نہ؟"
خیره توچشمام چیزی نگفت کہ ادامہ دادم
"آهان تا یادم نرفتہ
ممنون کہ امروز اومدی پیشم چون واقعانیازداشتم بایکی حرف بزنم"
اهورا:"اینقدر داغون بودی کہ دلم واست سوخت
خیال برت نداره"
عوضی حرف خودمو بہ خودم تحویل میده خیال برت نداره ،خودشیفتہ
رفتم تو و بی توجہ بہ قیافہ اخمو عرفانہ کہ کنارپنجره وایستاده بود حتما منوشهاب و دیده بود
سلامی بہ بچہ ها کردم کہ آرسام گفت:
"چقدر دیر کردید کم کم داشتم نگران میشدم"
وروبہ اهورا اضافہ کرد
"توام کہ گوشیت خاموش بود"
اهورابابی خیالی گفت:
"حتما شارژش تموم شده "
romangram.com | @romangram_com