#فردا_بدون_من_پارت_184


آروم خندیدوگفت:

"خیل خُب خرشدم"

اون یکی لپشم بوسیدم وگفتم:

"بودی عشقم"

چپکی نگاهم کردکہ برگشتم طرف مهدیہ اونم چپکی نگاهم کرد کہ گفتم:

"شمادوتا بچتون چشماش چپ میشہ شک ندارم"

مهدیہ:"لوس"

من:"خودتی"

مهدیہ:"آرسااااام نگاهش کن ازالان داره واسم خواهرشوهربازی درمیاره"

من:"حالا کجاشودیدی داری داداشمو ازم میگیری همینطور راحت ازت نمیگذرم"

آرسام باخنده گفت:

"بابامن متعلق بہ همم بخاطرمن دعوانکنید"

منومهدیہ همزمان باهم گفتیم:

"پررو"

یهومهدیہ عین وحشیا پرید رومو موهامو کشید

من:"آی آی وحشی توکہ دیگہ شوهرت پیداشد دیگہ چراموهامو میکشی"

مهدیہ:"بازم


romangram.com | @romangram_com