#فانوس_پارت_610


ـ آره. خیلی خوشگل شده.

ـ راستی مراسم برای کی افتاد؟

ـ یه هفته دیگه.روز عید.

ـ باغ پدرت دیگه؟

سری تکون داد و گفت: آره.

آهی کشیدم و با ناراحتی سرم رو پایین انداختم. موشکافانه نگاهم کرد و گفت: چیزی شده؟

ـ حیف که عروسیمون خلوته.

ـ چرا خلوت؟

ـ خوب من هیچ کس وکاری ندارم.

با غرورگفت: پس من چیم؟


romangram.com | @romangram_com