#فانوس_پارت_601
لبخندی زد و گفت: تو با یه ایل آدم اومدی اینجا، کدومشون رو میگی؟
با حرص گفتم: همونی که حالش خوب نبود.
ـ هان! همونی که مثل تو درب داغون بود؟
سری تکون دادم و گفتم: آره.
همونطور که سرش به چک کردن دستگاه ها گرم بود گفت: تو همین بیمارستان بستریه.
با بغض گفتم:حالش خوبه؟
خندید و گفت: آره. مثل توی خواب آلو هم سه روز نخوابید.
با تعجب گفتم: سه روز؟؟؟
ـ آره. سه روز بیهوش بودی. دو روزم بخاطر دردت با نظر پزشکت با مسکن خوابیدی.
ـ اون چی؟
ـ اون اصلا بی هوش نبود. ولی خوب یه روز رو بخاطر درداش مسکن گرفت. الانم کل بیمارستان رو گذاشته رو سرش میگه زن من کجاست.
romangram.com | @romangram_com