#فانوس_پارت_448
بهم چشم غره ای رفت و گفت: نکنه توام یکیشونی؟
با خنده گفتم: من غلط بکنم به شوهر تو چشم داشته باشم. ولی زودتر بگیرید عروسیتون رو. بابا من دلم رو صابون زدم.
ـ خودت چرا شوهر نمیکنی؟
ـ کو شوهر بابا؟
ـ خدایی اگه کیس مناسب باشه نه نمیگی؟
وقتی دیدم بحث جدی شده سریع اخمام رو کشیدم توی هم گفتم: من فعلا قصدش رو ندارم. بعدم من باید خودم شوهر مورد علاقم رو پیدا کنم.
با خنده چشمکی زد و گفت: اوه مای گاد.
سرم رو به پشتی صندلی تیکه دادم و کلافه نفسم رو بیرون دادم. هنوزم به این حرفا عادت نداشتم. نمیتونستم که جلوی عصبانیتم رو در این مورد بگیرم. من خودم رو مطعلق به عماد میدونستم و حتی فکر کس دیگه ای هم عذابم میداد.
سلام.
من تا شب برنمیگردم.
romangram.com | @romangram_com