#فانوس_پارت_388


با تعجب نگاهش کردم وگفتم: من؟

عماد: خوب آره. تو که ساز زدنت خیلی خوبه. قرارم نیست چیزی بخونی. فقط میخوای ساز بزنی.

ایمان مشتاقانه نگاهم کرد وگفت: وای آره! خیلی خوب میشه.

ازجام پریدم وگفتم: چی چی و خیلی خوب میشه؟ من نمیتونم.

ایمان: چرا؟

ـ چرا نداره. من نمیتونم جلوی اون همه جمعیت ساز بزنم.

ایمان: بخدا کارم لنگه باران. لج نکن جان من.

ـ لج نمیکنم. جدی جدی نمیتونم. جمعیت رو که ببینم هول میکنم.

عماد: خوب ساز رو پشت به جمعیت میزاریم. اینجوری کسی رو هم نمیبینی.

ایمان: راست میگه.


romangram.com | @romangram_com