#فانوس_پارت_326


لبخند زورکی زدم و گفتم: البته. خوبید؟

نیاز: مرسی. تو چطوری؟

ـ بد نیستم.

نیاز: خدا رو شکر.

به دسته گلی که کنار تختم گذاشته بود نگاهی انداختم. گل های قرمز رز بین سفیدی گل های ارکیده حسابی خود نمایی میکرد. گفتم: چرا زحمت کشیدید؟

نیاز: قابلی نداره عزیزم. ببخشید که زودتر نیومدم. همین امروز خبردار شدم.

ـ لطف کردید.

سها: درد داری؟

ـ نه. فقط خیلی گرسنمه.

سها: حق داری خوب. دو سه هفته است هیچی نخوردی.


romangram.com | @romangram_com