#فانوس_پارت_217
با ناراحتی روم رو ازش گرفتم و گفتم: هیچی نمیخورم. پاشو برو بیرون.
باخنده بینیم رو کشید و گفت: الان مثلا قهری؟
باحرص گفتم: تو حق نداری پا بزاری تو حریم خصوصیم.
دستش رو بالا آورد وگفت: ببخشید بانو. اشتباه کردم.
خزیدم زیر پتو وگفتم: برو بیرون.
ـ پس ناهارت رو میارم بالا.
ـ میگم نمیخوام.
ـ بیخود نمیخوای.
ـ اذیتم نکن عماد.
ـ دخترجون باید تقویت بشی.
ـ چیزی نخورم بهتره. دیرتر میرم زیر اون دستگاه مسخره.
romangram.com | @romangram_com