#فقط_من_فقط_تو_پارت_366
فقط تو بخواه ... فقط تو قبول کن ...
ببین اینجا تنهاییم.
فقط من ... فقط تو ...
نه به خانواده ات فکر کن، نه به خانواده من.
به من و تویی فکر کن که می تونه ما بشه، با هم ما بشه.
ساکت شد و منتظر بهم خیره شد. می تونستم نگرانی و تو چشمهاش ببینم. خدایا اصلا" فکرشم نمی کردم. شوکه شده بودم. زبونم بند اومده بود. اونقدر احساساتش قشنگ بود که بی اختیار تو چشمهام اشک جمع شد.
من دوستش داشتم. عاشقش بودم. همه جوره بهم ثابت شده بود. الان می فهمیدم که نه می تونم و نه می خوام که بی اون زندگی کنم. من آرتین و می خوام. آرتینی که بهم آرامش می ده با حضورش بهم امنیت می ده. آرتینی که برام پناه. پسر مغروری که به خاطر من غرورشو شکست.
پسری که عشق و میشناسه.
من عاشقم.....
پایان
romangram.com | @romangram_com