#فقط_من_فقط_تو_پارت_341
بابا: اینجا چه خبره؟ چرا هوار می کشی؟؟؟
به زور دهنمو باز کرد که بگم چیزی نیست اما آرش زدم کنار و کامل اومد تو خونه و با یه لحن مسخره گفت: به به آقای کریمی. چه عجب ما شما رو زیارت کردیم. خوبه که آدمهایی مثل شما رو ببینیم. کسایی که پشت دخترشون قایم میشن و می زارن که دخترشون تک و تنها خرج زندگیشونو بده.
خوشحال تو خونه نشستی و دلت خوشه دختر بزرگ کردی که رو پای خودش ایستاده؟؟؟
می دونی این دخرت بیرون از خونه چه کارهایی می کنه؟؟؟ می دونی برای عملت چقدر پول قرض کرد؟؟؟ می دونستی؟؟؟
بابا بهت زده نگاهش و از آرش گرفت و به من نگاه کرد و بهت زده گفت: پول قرض کردی؟؟؟
آرش بلند خندید و گفت: نه پس خودش داشت 202 میلیون خرج عملتو بده. نمی فهمی یا خودتو زدی به اون راه؟؟؟ فکر کردی یه دختر چه جوری می تونه بدهیشو بده ؟؟؟ هان؟؟؟ تا دیروز که می خواست خودشو بندازه به من به جای بدهیش الانم با صاحب مغازه اش ریخته رو هم. برا همینم پسره بدهیشو داده.
romangram.com | @romangram_com