#فقط_من_فقط_تو_پارت_253

دوباره به چشمهاش نگاه کردم. باید قوی باشم. باید محکم حرف بزنم.

اما نمی تونستم مطمئن باشم که نگاهمم به همین جدیت کلامم هست یا نه.

همه جدیتمو تو صدام ریختم و با خشک ترین لحنی که می تونستم گفتم.



من: چه انتظاری داری؟ فکر کردی زندگی همین دو هفته ایه که اینجایییم؟؟؟ به فردا فکر نکردی؟ به فردایی که بر می گردیم ایران ... به فردایی که دیگه این فقط من ... فقط تویی ... وجود نداره.

به فردایی که من به تنهایی میشم ما. و تو هم به تنهایی با خانواده ات میشی ما.

من و تو تنهخا نیستیم که خودمون تصمیم بگیریم.

آقای آرتین صالح تو به خودت و خانواده ات نگاه نکردی؟؟؟؟؟

باشه .....

پس به من و خانواده ام نگاه کن ....

به ما نگاه کن که کجا ایستادیم و شما کجا ایستادید.

من برای 20 میلیون قرض بابام شاید مجبور بشم تن به ازدواج با آدمی بدم که ازش متنفرم.

romangram.com | @romangram_com