#فقط_من_فقط_تو_پارت_241

آی دلم می خواست بم جلو و پسره رو بگیرم زیر مشت و لگد و تا می خورد بزنمش. چقدر کنه بود. منم از این فاصله با اون حرکات شیدا می فهمیدم که میگه نه این خارجی نفهم حالیش نمیشد.

جان ؟؟؟؟ الان این پسره به چی اشاره کرد؟؟؟ شانس بیاره که نخواد بشینه کنار شیدا وگرنه همه پرستیژ و کلاسمو بی خیال میشم و میرم جلو پرتش می کنم تو استخر تا غرق شه. بی شعور خودش ناموس نداره. اه ....

کلافه بودم. یه دستی به موهام کشیدم. نفسمو مثل فوت دادم بیرون. دستمو از زیر کتم به کمرم زدم و وزنمو انداختم رو یه پامو با اخم غلیظ به این دو تا نگاه کردم تا ببینم شیدا چی میگه. یعنی اگه شیدا بهش اجازه می داد سرمو می کوبوندم به دیوار.

خون خونم و می خورد.

پسره یکم حرف زد اما جواب شیدا همون بود. آخرم شیدا ر.شو برگردوند و به یه جای دیگه نگاه کرد. پسره هم یه کوچولو خم شد و رفت.

ای جونم شیدا .... پسره زبون نفهم حتما" باید سوسک محلت می کرد که می زاشتی بری؟ احترام قائل نیستی برای خودت دیگه.

انقدر خوشحال شدم که می خواستم برم شیدا رو بب*و*سم. اینکه نیازی نبود وقتی نیستم باهاش نگران این باشم که بهم وفادار می مونه یا نه خیلی عالی بود.

چه خودمم تحویل می گیرم وفاداری چی. دختره خوشش نمیاد با غریبه بر*ق*صه خوب.

اما .... اما من تا کی می تونم این جوری مراقب شیدا باشم؟؟؟ فردا ما بر می گردیم ایرانم و دیگه این جوری با هم نیستیم. نهایتش تو بوتیک همو ببینیم. همین ....

اما من نمی خوام ... من نمی خوام دیگه بشم فقط یه همکار .... یه پسر رئیس .... من می خوام بیشتر از اینا باشم .... خیلی بشتر ... من می خوام هر وقت که خواستم ببینمش ...... حضورشو کنارم حس کنم .... نم یخوام نگران این باشم که وقتی نیستم ممکنه یکی دیگه از راه برسه و شیدا رو مال خودش کنه ...

درسته من شیدا رو برای خودم می خواستم ... من می خواستمش و اگه فردا بر می گشتیم برای همیشه ممکن بود از دستش بدم. پس باید از این آخرین فرصت با هم بودن استفاده کنم. باید بفهمم نظر اون نسبت بهم چیه باید همین جا همن لحظه همین امشب ازش جواب بگیرم.

عظممو جزم کردم و یه دستی به کتم کشیدم. یه اخم کوچیک کردم و خیلی جدی قدم به جلو برداشتم

romangram.com | @romangram_com