#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_122
فاطمه دهن دخترت خیلی گشاده
بخاطره این رفتارش همه سایشو با تیر میزدن ولی چون بچه بزرگ بود بابا و تمام عموهام احترامه زیادی بهش میزاشتن
مهتاب::من برم تو دیگه
لاله::بشین مهتاب جان الان زوده که
_نه برم لباسا تبسمو عوض کنم الان عمه میاد ببینه تبسم کثیفه چرت و پرتاشو شروع میکنه منم اعصابه درست حسابی ندارم یه چیز بهش میگم...درحالی که با خودم فکر میکردم شوهرعمه خدابیامرز از دسته عمه چی میکشیده جمعه جوونا رو ترک کردم
از سالن ک اومدیم بیرون نفس عمیقی بیرون دادم و گفت ::
اه اه این دیگ چی بود .....سرم داره سنگینی میکنه رو تنم......مرتیکه یه بند حرف زد .....با اون لهجه ی گندش
امید:: پسر چقدر غر میزنی ؟؟؟
من:تو هم دلت خوشه هااااااا من الان تو کشور غریب از زن و بچم دور
امید::مگه بار اولته اخه گوساله
پویان::گوساله تویی .... عشق گرامیت چندتا خیابون باهات فاصله دار
امید::باشه اقا کم اوردم حالا واسه اینکه خستگیمون دربرا بیا ببرمت یه جا حال بیای نظرت چیه؟؟
من:کجا؟؟
امید :حالا بیا
سوار تاکسی شدیم امید ادرسی داد و تو ماشین اصلا حواسم به اطراف نبود......
romangram.com | @romangram_com