#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_112
چه درناک بود زجه زدنای یه مرد پای جسم بی جونه عشقش چه درد داشت وقتی کسی که برای داشتنش با عالم جنگیدی برای همیشه با بی رحمی ترکت کنه خداااااااااا چه سخته بدونییی دخترت واسه همیشه بی مادر میمونه سووزووندییممم خدااااااا
صدام از شدت دادو فریادایی که میکردم دورگه شده بود به اطراف توجه نداشتم فقط واسه اخرین بار مادره دخترمو بغل گرفته بودم و باهاش وداع میکردم چه تلخ بود پایانت مهتابممممممم چه غمنگیز بود اومدن و رفتنت عشقمممممم
چشم باز کردم خودمو دیدم ،پویان و دیدم ک رو من خیمه زده و گریه میکنه ..عشقم روی سینم میکوبید و ازم میخواست بلندشم.....گریه نکننن
صداش زدم::پویان ..من زندم گریه نکن پویییاااااان اما اون انگار صدامو نمیشنید......
پویان ولم کن با گریت عذابمم نده بزار برمممم
یک دفعه همه جا پراز اتیش شد اطرافم و اتیش گرفت : کمککککک پوویییان صدای هقهقه پویان رو میشنیدم و فریاد میزدم اتیشا سمت من نبود صدای جیغ یه دختر بود، یه دختر اشنا دستامو سایبون چشمام کردم وحشتناک بود اتیشا بیشتر میشد و صدای شلاق خوردن میومد فریاد های دختربیشتر شده بودکه صدا ها قطع شد اتیشا رفت و اطرفم شد دره توی مه یه دره سیاه اطراف فقط کوه و دره بود صدای لطیفه دخترکه به راحتی دردو عذاب رو میشد از هر کلمش حس کرد بلندشد باناله و ناچاری گفت::،مهتاب ....مهتاب میخوای با من بیای؟؟ جای منو ببین میخوای بیای اینجا ؟؟؟
- تو کییییییی هستی؟؟؟؟
دوباره صداعه گفت::پویان عاشق توعه برگرد جای تو اینجا نیست ..........
من ،::اما من میخوام بمیرم ...پویان میره من و نمیخواد .....بهش بگو ولم کنه میخوام برم.....
صدا::اشتباه میکنی مهتاب اگه با من بیای گ*ن*ا*ه سنگینی مرتکب شدی خودکشی گ*ن*ا*ه کبیرست اگه بیای با خشم خدا مواجه میشی ...حاله منو ببین
من::میخوام بیام ..نمیخوام دیگ تو دنیای کثیف ادما بمونم ....
صدا::ی فرصت دیگ بهت داده شده تبسم و پویان ب تو نیاز دارن ...منو و بکن یه سرمشق حاله منو ببین مهتاب ببین به چه هلاکتی افتادم
من::تو کیییییی هستی....
صدا::مهتاااااب نزار مثل من زجررر بکشییی من دارممم میسوووزم مهتاااب
-دختر از من دور شد دوباره اطرافم پرشد از اتیش و صدای زجه های دخترو فریاد هاش بلند شدد دستامو روی گوشمم گذاشتم: منننننننن نمییییخواااامممممم بررررررگرررردممم
romangram.com | @romangram_com