#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_550

شام رو هم آماده کردم تا بعد از ده روزغذای خونگی بخوره. نمی دونستم فضا رو رمانتیک کنم یا نه؟ با خودم گفتم بی خیال، بذار یکم ناز کنم.صرفا بخاطر اینکه بدون اطلاع من سیما رو استخدام کرده بود.

همه جا تمیز شده بود بجز خودم. توی آینه نگاهی به خودم انداختم. ابرو هام حسابی پر شده بود و یه خط سبز پشت لبم و صورت بی حالم بد تر از همه چی تو چشم می زد. شروع کردم به اصلاح صورتم و بعد از اون یه دوش حسابی و یه بلوزشلوار مشکی ساده با نگین های ریزی که دور یقه و پاچه های شلوارش داشت و در آخر یه آرایش ملیح.

به پذیرایی رفتم. دستگاه سی دی رو روشن کردم. صدای امین حبیبی سکوت خونه رو شکست.

جایی نرو نرو از پیش من

تو نباشی دلم پره خون میشه من

جایی نرو ... من و تنها نذار

منه بیچاره رو نرو ... اینجا نذار

تو نباشی به کی ... بگم عاشق شدم؟

بی تو دل میبرم بخدا از خودم

romangram.com | @romangram_com