#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_522

یه کاری کرده بود تو این یه سال که دیوونه وارد می خواستمش ... دلم خوش بود آریان کنارم آرامش داره و حالا ...

یه آه بلنداز ته دل کشیدم. نه این حق من نبود ... بد کرد در حقم ... بد!

با به صدا در اومدن زنگ در رو باز کردم و سریع سوگل وارد خونه شد. دستش پر بود از پاکت های میوه و خوراکی ...

- اینا چیه خریدی؟

سوگل: دیدیم یهویی اومدی گفتم حتما هیچی نیست که بخوری اینطوری هم واسه بچه خوب نیست. خاله قربونش بره ...

می دونستم حرف از بچه میزنه تا حال و هوای من رو عوض کنه غافل از اینکه حالم بد تر میشه. واسه اینکه ناراحتش نکنم لبخند زورکی زدم و گفتم:

- ممنون. خیلی لطف کردی.

سوگل: برو کنار ببینم. چی هوس کردی؟

- مرگ

romangram.com | @romangram_com