#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_501


سریع دستم رو از دست آریان کشیدم بیرون و به طرف شاهین رفتم. آریان هم که دیگه تو عمل انجام شده قرار گرفته بود دنبالم اومد و کنارم نشست. قرار شد برنده بازی با شادی بازی کنه. دم آریان گرم که واسه اینکه من ببرم کلی بهم تقلب رسوند و بالاخره تونستم از شاهین و بعد از اون هم از شادی ببرم.

نوبت پدرام شد که باهام بازی کنه. باز هم آریان بهم تقلب می رسوند. پدرام که متوجه قضیه شد رو به آریان گفت:

- بی چشم و رو من این همه به تو تقلب رسوندم نمی خوای جبران کنی؟ پاشو بیا کنار من بشین بلکه منم ببرم.

تا پدرام گرم صحبت با آریان بود چند تا از مهره ها رو جابه جا کردم و موفق شدم پدرام رو هم کیش و مات کنم.آرش هم که دیگه بچه داری می کرد و نمی تونست بازی کنه فقط با حسرت به ما نگاه می کرد. بیچاره همش باید حواسش به بچه بود. بچه ش به خودش رفته بود و حسابی شیطون بود.

نوبت آریان بود که باهام بازی کنه اما گفت:

- نمی خواد پری شطرنجش از من بهتره. مطمئنا اون می بره. دیگه لازم نیست بازی کنیم.

من مونده بودم کی شطرنج بازی کردن من رو دیده بود که اینطور می گفت؟

پدرام: باشه ... قبول ... پس پری و پویان حالا باید با هم بازی کنن. بازنده رو هم می ندازیم تو استخر


romangram.com | @romangram_com